شيخ ذبيح الله محلاتى

328

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

مالكه دختر طاير سپهسالار عمرو بن مالك غسانى مادرش ( نوشه ) دختر نرسى بن بهرام دوم و قصه اين زن چنان است كه چون نرسى بعد از هفت سال سلطنت دنيا را وداع گفت پسر ارشد او هرمز بر تخت سلطنت جاى كرد او هم هفت سال سلطنت كرد چون او را زمان مرگ رسيد بزرگان مملكت و صناديد دولت را پيش خواند گفت من از اين مرض رهائى ندارم و براى من پسرى نيست كه وارث تاج‌وتخت من بشود جز اينكه در حرمسراى من جميله‌اى است حامله ستاره‌شناسان گفته‌اند كه وى پسرى آورد كه اين جهان را فروگيرد اكنون شما اين مملكت را چنان كه بايد حفظ بنمائيد تا آن جميله حمل خود فروگذارد اگر پسرى باشد وليعهد من است اين پادشاهى را به دو گذاريد اين بگفت و جهان را وداع كرد پس از شش ماه جميله پسرى آورد او را شاپور نام كردند و تاج از گهوارهء او بياويخته‌اند و شاهنشاهش خواندند اين خبر به اطراف ممالك پراكنده شد كه مملكت ايران را پادشاه نيست اينك كودكى را در گهواره دارند كه معلوم نيست خواهد مرد يا خواهد زيست الخ آنچه در ص 254 سبق ذكر يافت زنابيه از نژاد كلياپتره كه آخرين ملوك مصر بود كه شرح حال او گذشت و پدر ذنابيه يكى از مشايخ عرب بود كه در بعضى از اراضى طرف جنوب شط فرات حكومت داشت و ذنابيه دخترى بلندبالا گندم‌گون سياه‌چشم سفيددندان بود و چهرهء سخت نمكين داشت چنان كه هركس روى او را ديدى شيفته جمال و فريفته غنج و دلال او شدى و به زبان لاتينى و يونانى و سريانى و عربى مصرى نيكو سخن مىكرد بدان صورت دلكش كه شنوندگان را شيداى خويش مىساخت و او را در عنفوان شباب يك نفر از شيوخ عرب كه او را ادنا